مو همی یه کاره بلدم

⭕️ مو همی یه کاره بلدم
۱⃣ در سریال کیمیا یک جایی هست که محمد جهان آرا، خسته و دلشکسته در بین دوستانش نشسته وآنها به شدت از شرایط، نداشتن مهمات،سختی جنگ و نداشتن عقبه حمایت کننده گلایه می کنند
جهان آرا اما سرش پایین است و حرفی نمی زنه. چهره اش بسیار خسته و تکیده است و پیداست که غم عالم روی دلش سوار است
خوب که همه دادهایشان را می زنند و خستگی هایشان را روی سرش خراب می کنند. آرام سرش را بالا گرفت و با لجه قشنگ خرمشهری گفت: ” می دونم چی می گین. اما چیکار می تونم بکنم؟ خودمم خستم. منم مثل شما اما مو همی یه کاره بلدم. کار دیگه ای بلد نیستم. می تونم بجنگم با همین چیزایی که دارم. بقیش تکلیف مو نیست. اگه کسی کار دیگه ای بلده بیاد انجام بده. به مو هم بگه تا انجام بدم”

۲⃣ جهان آرا به اون اعتقادی که داشت عمل کرد. هر کاری بلد بود انجام داد. بدون این که به عقبه و بعدش فکر کنه
اگه همه ما اون کاری که بلد بودیم، انجام می دادیم امروز حال و روز خودمان و کشورمان بهتر از این بود.
متاسفانه ما می دانیم و بلد هم هستیم اما انجام نمی دهیم. ترسو شده ایم و محافظه کار. دنیا زده و عافیت طلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.