با ذلت گردنشان قطع شد

در فیلم مختار وقتی در سکانس های پایانی او برای مبارزه از قلعه خارج می شود عده ای به او توصیه می کنند که بماند و به وعده مصعب ابن زبیر برای عفو اعتماد کند. اما مختار این وعده را یک حیله می داند و فریاد می زند که اگر به دشمن اعتماد کردید در زمانی که لازم است شما را تنها خواهد گذاشت و همین هم شد . همه آنهایی که اعتماد کرده بودند با ذلت گردنشان قطع شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.