طاعون غرب‌زدگی

☠️ طاعون غرب‌زدگی‼️

? «آلبر کامو» نویسندهٔ فقید فرانسوی کتابی دارد به اسم «طاعون» شاید شاهکارش باشد. داستان شهری است در شمال آفریقا که معلوم نیست چرا و از کجا طاعون در آن رخنه می‌کند. درست هم‌چو چیزی شبیه به تقدیر. شاید هم از خود آسمان. اول موش‌های بیمار وحشت‌زده از سوراخ‌های خود بیرون می‌ریزند و در کوچه‌ها و راهروها و خیابان‌ها آفتابی می‌شوند و یک روزه هر زباله‌دانی از اجساد کوچک آن‌ها، با لکهٔ سرخی برکنار دهان هرکدام انباشته می‌شود و بعد مردم می‌گیرند و می‌گیرند و بعد می‌میرند و می‌میرند…

در چنان شهری، گذشته از سلطهٔ مرگ و کوشش نومیدانهٔ بشری، برای فرار از آن و غمی که همچو غباری در فضا است، آنچه بیش از همه به چشم می‌آید، این است که حضور طاعون این -عفریت بوار- فقط ضربان گام هرکس را در هر راهی که پیش از آن می‌رفته، سریع‌تر کرده است. اگر به حق بوده یا نابه‌حق و اگر اخلاقی بوده یا ضداخلاقی –حضور طاعون هیچ‌کس را از هر راهی که تا کنون می‌رفته، بازنداشته که هیچ– او را در همان راه به دور افکنده است…
‼️ عین ما که به طاعون #غرب‌زدگی دچاریم و فقط ضربان فسادمان تندتر شده است…

? #جلال‌آل‌احمد، غرب‌زدگی، ص۱۸۵و۱۸۶

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.