سفره من و اهل سنت (قسمت اول)

به نام خدا به نام خدای محمد و اولاد محمد

سلام

روزی روزگاری سر سفره ای بودم کنار یک خانواده اهل سنت ، سفره ناهار بود و آقای خانه غذای خوشمزه ای درست کرده بود

سفره ای چهار نفر از آقای خانه و خانم خانه و پسر بزرگ خانه و سید

سر سفره یک دفعه نمیدونم چی شد اخبار پخش میشد بحث یمن شد

گفتم در احادیث ما یمن منطقه خیلی بزرگی هست و منطقه مهم در حدی که یکی از بزرگان ما قبل از فوتش گفته

چشمتان به سمت یمن باشد یمن باشد یمن باشد

طبق احادیث هم یمن خیلی ویژه هست قطعا این جنگ عربستان ، یمنی ها پیروز میشوند

و امام زمان ان شاء الله میاد

نگاهشون میکردم به ویژه آقای خانه مثل اینکه پوزخند میزند بی اهمیت گذاشت و سرش به خوردن گرم شد

اما به یک ماه نکشیده که یمنی ها آرامکو رو زدند جهان تو حیرت موند

بعد حمله ای کرند زمینی بیش از چند هزار نفر دستگیر کردند و بیش از ۶۰۰ فرمانده عربستانی رو گرفتند

به قول بزرگ ما

یمن یمن یمن

حالا هرکسی نمیخواد باور کنه و میخواد تمسخر کنه

اهمیت نداره اهمیت نداره اهمیت نداره

ادامه داره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.