رفیق خنده ها

درسی که رمضان به من داد
امسال هم بنا به یک سنت شخصی، سوم ماه مبارک رمضان، یک باغ بزرگ اجاره کردم و حدود دویست نفر از دوستان را با پیامک برای افطار دعوت کردم.
این یک رسم چندساله است که مقید به انجام آن هستم و خوشحال می شوم وقتی دوستانم را دور یک سفره می بینم.
از آن جمع دویست نفره حدود ۱۷۰ نفر در مراسم شرکت کردند و مثل همیشه خوب و شادمان برگزار شد. با این تفاوت که امسال ناگهان به سرم زد دست به یک کار خاص بزنم.
چند روز بعد از میهمانی به همه آن دویست نفر پیامک زدم و گفتم به دلیل یک مشکل شخصی نیازمند مبلغی پول هستم . از آن جمع دویست نفره فقط ۳۸ نفر پاسخ دادند و از مجموع این افراد فقط ۱۷ نفر حاضر شدند مبلغ پانصدهزار تومان برای حل مشکلم کمک کنند. اما دو نفر هم گفتند ماشینشان را می فروشند تا مشکل برطرف شود
سال دیگر بازهم افطاری را برگزار خواهم کرد اما یادم خواهد بود که رفیق خنده ها الزاما رفیق غصه هایت نخواهد بود.
#امید_شوشتری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.