امانتی که در راه گم کرده ایم

امانتی که در راه گم کرده ایم
کریشنامورتی میگوید:برای ساختن یک دنیای خوب بایدمصالحی خوب به کار ببریم،مانندعشق.
بامصالحی ازقبیل خشم ونفرت،جاه طلبی و آزمندی چگونه می توانیم دنیایی خوب بسازیم؟
اما من با دیدن جمله ی فوق درگیر هزار سوال شده ام .
مگر ازاول بنانبودکه مهربانی وعشق ورزی ومحبت ودلسوزی ولطافتی راکه دروجودمان به ودیعه نهاده شده بودرا از انبان کودکی بیرون بیاوریم ورشدبدهیم و روی هم بچینیم ودنیایی خوب را بسازیم ،پس چراهرچه بزرگتر شدیم از ذات خودفاصله گرفتیم وداشته های خود را باهدایای شیطان معاوضه کردیم ؟چرا قدرداشته های خود را ندانستیم وچرا دور وبرانسانیت دیواری از جنس ابلیس کشیدیم ؟
چراخشم راجایگزین مهربانی و نفرت را جایگزین عشق ودروغ راجایگزین راستی کردیم ؟

ایرادکارکجا بودکه گوهر وجودمان را با سنگی بی ارزش عوض کردیم،مگردرون هرانسان نفخه ی الهی دمیده نشده بودو از نفس شیطانی به دور نبود؟
واقعاچراخوبیها را به دورانداختیم وبعد دنبال استاد راه بلدی گشتیم تادستمان را بگیردومصالح خوبی راکه گم کرده بودیم برایمان پیدا کند؟

…….ما واقعا دوست داریم دنیای خوبی را بسازیم اما کجاست مصالح خوبی که برای ساختن دنیا نیاز داریم ؟
…… اگر کسی نشانی از آن دارد زودتر رو کند .حیف از این دنیا که به خاطر دور شدن انسانیت از اصل خویش به فرسودگی رسیده و در شرف ویرانی است .
زهره عبداله زاده حسینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.