تا می توانی فحش بده اما کاری نکن

#حکایت_امروز
زمان مطالعه: ۵۵ ثانیه

تا می توانی فحش بده اما کاری نکن

تاجری انگلیسی هر روز اشیاء تاریخی مصر را بار شتر می کرد تا به کشتی برساند و به انگلیس ببرد.!

افسار شتر را هم مرد عربی می کشید، و از این که تاریخش به تاراج می رفت ناراحت بود،و مدام زیرلب ، زمزمه کنان  به تاجر انگلیسی فحش می داد!

ولی برای مزد هنگفتی که می گرفت، راهنمای کاروان هم بود.!

روزی تاجر از مترجمش پرسید: مرد عرب چه می گوید؟
مترجم گفت: به شما فحش می دهد و نفرین می کند.!

تاجر گفت: این فحش و نفرین بر کارش هم خللی وارد می کند؟

مترجم پاسخ داد :
نه کارش را به خوبی انجام میدهد.!

تاجر لبخندی زد و گفت:
بگذار هر چه می تواند نفرین کند و فحش بدهد.!چند فحش و نفرین انگلیسی هم یادش بده ..!!

حالا این حکایت برخی از ماهاست. هر روز به عوامل بدبختی و مشکلات فحش می دهیم و نفرین می کنیم اما در نهایت حاضر نیستیم برای تغییر آنها کاری بکنیم.
از سیاست و اقتصاد گرفته تا مسایل اجتماعی و آلودگی هوا و کم آبی و …

بگذارید خیالتان را راحت کنم. اگر برای خنک شدن جگرمان حرف می زنیم و فحش می دهیم اشکالی ندارد به هرحال زبان باد بزن جگر است.
اما باید بدلنیم تا وقتی فقط حرف می زنیم و کاری نمی کنیم اوضاع ما بهتر نخواهد شد و هیچ کس هم مقصر نیست مگر خودما
پ.ن: منظورم از انجام کار، انقلاب و شورش نبود. منظورم کارهای ساده ای مثل نریختن آشغال توی جوب. استفاده کمتر از خودرو شخصی. راه انداختن کار مردم توی اداره. بداخلاقی نکردن با همسایه. نگرفتن یارانه ای که نیازش نداریم و … بود. همین. نمی خواهد جهان را اصلاح کنیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.