بابا لنگ دراز عزیزم

* برگی از یک کتاب*

بابا لنگ دراز عزیزم؛
تمام ِ دلخوشی ِ دنیای من این است که تو ندانی و من دوستت بدارم.
وقتی می فهمی و میرانی ام؛ چیزی درون ِ دلم فرو میریزد…
چیزی شبیه غرور…
بابا لنگ دراز عزیزم؛
لطفاً گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم…
من همین که هستی را دوست دارم … حتی سایه ات که هیچوقت به آن نمیرسم …!

جین وبستر
بابا لنگ دراز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.