خوبی ها گاهی دشمن ماست

خوبی ها گاهی دشمن ماست

⬅️ مردی یک طوطی را که حرف می‌زد در قفس کرده بود و سر گذری می‌نشست. اسم رهگذران را می‌پرسید و به ازای پولی که به او می‌دادند طوطی را وادار می‌کرد اسم آنان را تکرار کند.
برهیخته ای از آنجا می‌گذشت. حضرت سلیمان زبان حیوانات را می‌دانست. طوطی با زبان طوطیان به ایشان گفت: «مرا از این قفس آزاد کن.»
او به مرد پیشنهاد کرد که طوطی را آزاد کند و در قبال آن پول خوبی از ایشان دریافت کند.
مرد که از زبان طوطی پول درمی‌آورد و منبع درآمدش بود، پیشنهاد حضرت را قبول نکرد.
فرهیخته به طوطی گفت: «زندانی بودن تو به خاطر زبانت است.»
طوطی فهمید و دیگر حرف نزد. مرد هر چه تلاش کرد فایده‌ای نداشت. بنابراین خسته شد و طوطی را آزاد کرد.

⬅️ بسیار پیش می‌آید که ما انسانها اسیر داشته‌های خود هستیم.
مولانا می گوید:
دشمن طاووس آمد پر او
ای بسا شه را بکشته فر او

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.