پله برقی های خاموش

پله برقی های خاموش

زمانی که نوجوان بودم هر وقت به تهران می‌آمدیم یکی از تفریحات جدی ما در دهه شصت، بالا و پایین رفتن از پله برقی فروشگاه قدس خیابان ولی عصر(عج) بود.
مادرم را به اصرار وادار به خرید از این فروشگاه می‌کردم تا بتوانم ساعتی با پله برقی آن سرگرم باشم. فروشگاهی پر از خوراکی و لوازم خانگی و زرق‌و‌برق زیاد  که حداقل خاصیتش برای من، پله‌های برقی و نوشابه‌های خنک بود.

الان مدت زیادی از آن سالها گذشته و نزدیک ۲۰ سال است که من ساکن تهران شده‌ام و اتفاقا در تمام این مدت محل کارم نزدیک میدان ولی عصر(عج) بوده است. یعنی همیشه از کنار همان فروشگاه عبور می کنم اما با این تفاوت که پله‌های برقی آن و اصلا خود فروشگاه مدتهاست که دیگر کار نمی‌کند.
پله برقی ولی در شهر زیاد شده. بچه های من هم اتفاقاً از بازی با آن لذت می‌برند اما دیگر فروشگاه قدس به آن شکل سابق نیست. آنها باید با پله برقی‌های فروشگاه‌هایی مثل تیراژه و هایپر‌استار بازی کنند.

من اما هر شب که از کنار فروشگاه قدس عبور می کنم به خیلی چیزها فکر می کنم. به فروشگاه های وطنی و تولیدات داخلی که یکی یکی چراغشان خاموش یا کم نور شد.
فروشگاه رفاه،کفش ملی، کفش بلا، داروگر، ارج، آزمایش و …

ما با خودمان چه می کنیم؟ مدیران نالایق چه بر سر تولید این کشور آوردند؟  چرا کسی برای این اتفاقات محاکمه نمی شود؟ نه تنها محاکمه که حداقل توضیح هم نمی دهند؟
مگر فروشگاه قدس چه چیزی از هایپر استار با سرمایه گذاری یک خارجی کم داشت؟
مدیرانی که این فروشگاه ها و تولیدات ایرانی را تعطیل کردند الان چه سمتی دارند؟
آیا بازهم در جای دیگری مشغول خراب کاری تازه هستند و کسی متوجه آنها نیست؟
چرا مدیران هایپر استار می توانند ولی مدیران دولتی و نیمه دولتی ما نتوانستند؟
آیا کسی هست که پاسخی در خور به این ناتوانی ها بدهد؟
چرا مدیران هزینه ای و غیر خلاق باید همچنان بر سر کار باشند؟

متن کپی شده هست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.